تبلیغات
عاشقانه های من - غیرتو من یار هیشكی نمیشم

عاشقانه های من

تا آخر دنیا باهات می مونم ...

غیرتو من یار هیشكی نمیشم

یه شب كه باز من بودم و ستاره ها

تنها شدم دوباره باززیرعبور آدما

گرفته بود دل و می خواست گریه كنه یواشكی

ولی مزاحما نذاشتن حرفشو دلم بگه به سادگی

من و بودم و غربت من هركی سراغ كاری بود

تو تنهایی كاغذ من یار همیشم شده بود

نوشته بودم روی اون هزارتا عاشقم هنوز

اما كسی نمی دونه چقدر دلم می خواد اونو

هركی بدونه میگه كه دیوونه ای

اون كه می خوای به درد تو نمی خوره

بدبخت میشی چرا نمی فهمی اینو

حالا دارم من حرفای آدمارو از بر می كنم

شاید بفهمه دل من

آخه نفهمه دل من

نمی دونه عاشق بودن جرم و گناهه همیشه

دیدن چشم ناز اون مثل جنونه همیشه

همه میگن بهتر از اون حق توئه

درس بخونی مهندساش عاشق گیسوی توئه

ولی منی كه عاشقم

 به هرچی كه ستاره هست تو آسمون

گفتم فقط اون یارمه

عاشقمه

آغوش اون مال منه

غریبه هارو خط زدم

عاقلارو كلك زدم

نفهم شدم دوباره من

عاشق چشم نازشم

بیچاره ی مرامشو

عاشق عاشقش شدم

تا ته قصه من میرم

یا میرسم یا آخرش فدا میشم

خدا میدونه غیر تو

من یار هیشكی نمیشم

پاییز90



برچسب ها:شعر عاشقانه، عشق، عاشقی، من، دوست داشتن،
[ شنبه 4 شهریور 1391 ] [ 01:56 ب.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]