تبلیغات
عاشقانه های من

عاشقانه های من

تا آخر دنیا باهات می مونم ...

میرم

میرم و بی خبر میشم

میرم و در به در میشم

کسی به من نمی رسه

خودم به آخر می رسم

تو این جنون لحظه ها

برای عطر نفست

اسیر این قفس میشم

 



[ یکشنبه 30 تیر 1392 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

کارون

بلم ، آرام چون قویی سبک بار

به نرمی بر سر کارون همی رفت.

به نخلستان ساحل، قرص خورشید

زدامان افق بیرون همی رفت.

 

شفق، بازیکنان در جنبش آب

شکوه دیگر و راز دگر داشت.

بدشتی پر شقایق ، باد سرمست

تو پنداری که پاورچین گذر داشت.

 

جوان، پاروزنان بر سینه موج

بلم می راند و جانش در بلم بود.

صدا سر داده غمگین،در ره باد

گرفتار دل و بیمار غم بود:

 

«دو زلفونت بود تار ربابم»

«چه می خواهی ازین حال خرابم»

«تو که با ما سر یاری نداری»

«چرا هر نیمه شو آئی به خوابم»

 

درون قایق، از باد شبانگاه

دو زلفی نرم نرمک تاب می خورد.

زنی خم گشته از قایق بر امواج

سر انگشتش به چین آب می خورد.

 

صدا، چون بوی گل در جنبش باد

بآرامی بهر سو پخش می گشت.

 جوان می خواند و سرشار از غمی گرم

پی دستی نوازش بخش می گشت :

 

«تو که نوشم نئی نیشم چرائی»

«تو که یارم نئی پیشم چرائی»

«تو که مرحم نئی زخم دلم را»

«نمک پاش دل ریشم چرائی»

 

خموشی بود و زن در پرتو شام

رخی چون رنگ شب نیلوفری داشت.

ز آزار جوان دلشاد و خرسند

سری با او ، دلی با دیگری داشت.

 

ز دیگر سوی کارون زورقی خرد

سبک بر موج لغزان پیش می راند.

چراغی، کورسو می زد به نیزار،

صدائی سوزناک از دور می خواند.

 

نسیمی ، این پیام آورد و بگذشت:

«چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی»

جوان نالید زیر لب به افسوس:

«که یکسر مهربونی، دردسر بی»

 

فریدون توللی

 



[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 10:48 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

تو دیروز

تو دیروز،برچشم من،چشم بستی

بصد ناز،دردیده ی من نشستی

مرا با دو چشمی که آتشفشان بود-

نگه کردی و خنده بر لب شکستی


زچشم سیه مست ناز آفرینت-

بجان وتنم،مستی خواب میریخت

نگاهت چو میتافت بر دیده ی من

یشام دلم موج مهتاب میریخت


چو لبخندروی لبت موج میزد-

دل من از آن موج، توفانسرا بود

چو نسرینه اندام تو ،تاب میخورد

مرا حیرت از شاهکار خدا بود


پی نوشخندی چو لب میگشودی-

بد ندان تو بود، لطف سپیده

ندانم که الماس دندان نما بود

و یا اشک مهتاب، بر گل چکیده؟

 
بسی رفت و بی مستی عشق بودم

بچشمت قسم،مستی از سر گرفتم

تو دیشب نبودی،خیالت گواه است-

که او را به جای تو در بر گرفتم


پس از این، دلم بیتو چون گور سرد است

بیا بخت من شو،در آغوش من باش

مرو،بی تو شبهای من بی ستاره است

تو پروین شبهای خاموش من باش


[ یکشنبه 12 خرداد 1392 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

خوشبختی

 تو اگر عاشق یک پنجره ای
تو اگر قاتل آن زنجره ای
تو اگر می شنوی حرف دلم
من به اندازه ی یک عصر شلوغ
پرم از خاطر نا آرامی
پرم از درد و سکونی که به جایی نرسد
من و این تنهایی تا ابد گریه به دامن داریم
من و این فاصله ها عاشق خستگیه تکراریم
اگر این خاطرها می شکند دست تو نیست
اگر این شهر شده عادت ما قسمت ماست
ما به تقدیر گل سرخ باور داریم
ما به  این قصه ی عادت شده ایمان داریم
تو بگو خوشبختی
آخر قصه  ، تو خوشبخت ترین رویایی!
باور این همه باور سخت است
من خودم می دانم
تو بگو خوشبختی...
 ی . تنها


[ شنبه 14 اردیبهشت 1392 ] [ 04:20 ب.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

معلم

معلم بر دلش پا می گذارد

به روی سینه منها می گذارد

ولی تنها گناهی را كه ارد

كلاهی بر سر آ می گذارد

 

روز معلم گرامی باد

(تقدیم به فهیمه عزیزم)



[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 ] [ 10:07 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

درسرچه داری؟

 

 

در سر چه داری؟

 

در آن لب های افسون گر چه داری؟

در آن دل غیر شور و شر چه داری؟

گهی می رانی و گه می نوازی

بگو ای نازنین در سر چه داری؟

 

فریدون مشیری

 

 



[ دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

خواب

کوچه و خاموشی و باد خنک

یاد تو از خاطر من می گذشت

برگ خزان در بر راهم نشست

چشم من از غصه ی غم خیس شد

قصه ی این فاصله ها آخرش

عاقبت تیره ی تردید شد

من و نگاهی که به در خیره بود

منتظر روی تو بودیم باز

منتظر چشم پر از عشق تو

منتظر یک بغل آرامشت

آه بیا یار دلارای من

در بگشا تا که نگاهت کنم

پر زنم از شوق در آغوش تو

 گریه کنم خواب پریشان شود

یک دم از این فاصله دورم کند

ساعت صبح آمد و این بانگ در

بوی تورا هدیه به من می دهد

یار من این خواب حقیقت گرفت

بوسه زدم باز یه روی تو من

 

یگانه(ی.تنها)



[ سه شنبه 20 فروردین 1392 ] [ 08:50 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

القاب برخی كشورها ی جهان

القاب برخی كشورها ی جهان

آرژانتین= سرزمین نقره

آفریقای مركزی= اوبانكی شاری

آمریكا:اتازونی= ینگه دنیا

اسپانیا= سرزمین ماتادورها

استرالیا=كشور قاره ای

اتریش= سرزمین دانوب

امارات متحده عربی= ابوظبی

ایتالیا= كشور چكمه ای

ایسلند= سرزمین یخ های جاودانی

برزیل= كشور قهوه

بحرین= مروارید خلیج

پرو= سرزمین اینكاها

تبت= بام جهان

چاد= كشور دریاچه

چین= كشور آسمانی

زامبیا= رودزیای شمالی

ژاپن= آفتاب تابان

سوئد= كشور باسواد ها

سوئیس= هلوتیا(لاتین)

ساحل عاج= كشور فیلها

سریلانكا= گوشواره هندوستان

عربستان= جزیرة العرب

ساموآ= جزایر ملاحان

شوروی(سابق)= پشت پرده آهنین

شیلی= كشور دراز

فنلاند= كشور هزار دریاچه

فلسطین=ارض المقدس-قدس

فیلیپین= كشور جزیره ها

كامبوج= خمر

كنیا= كشور مائومائو

كوبا= كاسه شكر

مالدیو= كشور خوشه ای

مصر= سرزمین فراعنه

مغرب= مراكش

نپال= كعبه كوهنوردان

ونیز= ملكه آدریاتیك

هلند= كشور گل لاله

 



[ سه شنبه 15 اسفند 1391 ] [ 04:19 ب.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

قهرم

من با تو قهر هستم
از دست حرف هایت
سنجیده نیست دیگز
چند روزه کارهایت
گفتم اگر نگیرم
دیگر سراغی از تو
می دانی اشتباه است
هرچه که گفته ای تو
انگار هم نه انگار
من قهر کرده ام باز
 
هر طور راحتی تو
 
آسوده باش و خوشحال
من میروم دگر بار
شاید خدا نگهدار !

ی. تنها

 



[ چهارشنبه 11 بهمن 1391 ] [ 10:43 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

سکه

سكه

یكی نان را به سختی تكه می كرد

و سقف خانه ی او چكه می كرد

یكی در حجره خود شادمان بود

كه بازار خودش را سكه می كرد

هادی خورشاهیان



[ سه شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 10:10 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

شاه بیت

شاه بیت


من ندانم كه كیم

من فقط می دانم

كه توئی،

شاه بیت غزل زندگیم

حمید مصدق



[ شنبه 7 بهمن 1391 ] [ 03:25 ب.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

شعر

زان لحظه كه دیده بر رخت وا كردم

دل دادم  و شعر عشق امضا كردم

نی ، نی غلطم كجا سرودم شعری

تو شعر سرودی و من امضا كردم

حمید مصدق


[ چهارشنبه 4 بهمن 1391 ] [ 08:25 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

قهر و آشتی


قهر و آشتی

به یاد سوسنی كه داشتی باش

به فكر آن گلی كاشتی باش

چرا با من تو باید قهر باشی؟

بیا با من دوباره آشتی باش

هادی خورشاهیان


[ سه شنبه 3 بهمن 1391 ] [ 06:26 ب.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

سیب

تو به من خندیدی

 و نمی دانستی

من به چه دلهره سیب را از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من كرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتی و هنوز،

سالها هست كه در گوش من آرام

آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

می دهد آزارم

و من اندیشه كنان غرق این پندارم

كه چرا ،

خانه كوچك ما

 سیب نداشت

خرداد 43

حمید مصدق



[ دوشنبه 2 بهمن 1391 ] [ 10:23 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

نگاه عاشقانه

نگاه می کنم تو را

کنار من نشسته ای

ولی چه دور می شوی

تو قلب من شکسته ای

به اخر جنون خود

رسیده ام دگر بس است

برای خاطرات خود

بهانه ای به من بده

مرا نگاه کن نه سرد

برای عاشقانه ای مرا پر از ترانه کن

به قلب سرد و بی کسم

نگاه عاشقانه کن

ی. تنها



[ یکشنبه 26 آذر 1391 ] [ 10:13 ق.ظ ] [ یگانه ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 5 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]